تبليغاتX
.....از نا کجا -
پرسه ای در جستجو ی هویت خویش
تراژدی قدرت و تکرار تاریخ!

" هیتلر معمولا بر آن است که اشتیاق خویش را به قدرت به جامه ی دلیل بیاراید

و موجه جلوه دهد. عمده دلایلی که اقامه میکند آن است:

۱: سلطه ی وی بر مردمان دیگر به خاطر نفع خود آنان است وبه سودفرهنگ جهان است.

۲: میل به قدرت در قوانین ازلی طبیعت ریشه دارد و کار او فقط آن است که این قوانین را باز شناسد

۳:خود او به فرمان قدرتی بالاتر چون "خدا" یا "سرنوشت" یا" تاریخ" یا "طبیعت" عمل میکند.

۴: کوشش وی برای مسلط شدن دفاعی ست در برابر دیگران که سعی دارند بر او و مردم آلمان استیلا یابند.

و خود وی جز صلح و آزادی نمی خواهد!"

 

منطق سلطه گرایی ست که می گوید:

" من بر تو حکم می رانم چون مصلحت تو را تشخیص می دهم و نفع تو در آن است که بدون مخالفت از من پیروی کنی"

 " گریز از آزادی: اریک فروم"

( به نقل از کتاب" تراژدی قدرت در شاهنامه:مصطفی رحیمی")

به رغم مدعیانی که منع عشق کنند/جمال چهره ی تو حجت موجه ماست!!!

سوگند به آفتاب...آفتاب آمد

مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

لحظه ی دیدار نزدیک است

چه زیبا ست لحظه ی دیدار

ز در درآ و شبستان ما منور کن

محبوب قلب ها آمد

رواق منظر چشم من آشیانه ی توست/کرم نما و فرود آی که خانه خانه ی توست

بوی پیراهن یوسف داری

و...

(در آستانه ی سفر " نائب امام زمان  عصر ما" به  شیراز)

از خیابان ها ی  شهر که میگذرم این روز ها...وجب به وجب بیل برد هایی میبینم با حد اقل ارتفاع ۲ متر  حاوی اشعار عاشقانه و چیز هایی از قبیل آنچه نوشتم.

تمام شهر پر است از این ها  همراه با عکس هایی بزرگ از "والاترین مقام حکومت ایران" که چهره اش مزین به لبخندی ست به بزرگی حرف های دل مردم...

و چه خوب نگاشته اند حرف های دل مردم را بر پر ده هایی بلند...با این همه رنگ و ترانه!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 22:21  توسط تینا  |