|
پرسه ای در جستجو ی هویت خویش
|
همیشه به قله نگریسته ام ...
نه!!!
کوهپایه جای من نیست!
اما
هیچ کس
تنها تر از معشوقه نیست...
کسی می رود..........
بی خبر
به جایی که تلفن ش در شبکه نیست
و نشانی اش روی هیچ نقشه ای پیدا نیست
دیگر جواب نمی دهد ایمیل ش را
و روشن نمی شود
حتی چراغ مسنجرش...
سکوت
کسی می رود..........
بی چمدان
و من دیگر نمی بینمش...
ما دیگر نمی بینیمش...
هرگز
کسی می رود..........
به نا کجا
تنها مانده...
خاطراتش
وسایلش
و عکس های آلبوم
تنها مانده...
حر ف های نا گفته ی ما...
و شاید خودش...
می رود...
به همیشه ها...
اما جا مانده اینجا
وسایلش.
به روی کار می آیند نتیجه ی شخصیت های کوچک کوچک است."
"نیما"
(پدر شعر نوی فارسی)
به تازگی مطالعه ی جلد یک کتاب (تاریخ تحلیلی شعر نو) اثر(شمس لنگرودی)را آغاز کرده ام.
در همان صفحات نخست یعنی در" پیش سخن" کتاب به جملاتی برخوردم که به نظرم با مطلبی که پیش تر در این وبلاگ بیان کردم مناسبتی دارد به این خاطر آن را برای شما هم می نویسم:
..."ارزش بسیاری از کارها به اثر گذاری آن در مقطعی مشخص از تاریخ است.
اهمیت( نیما )یا (تقی رفعت) یا (لاهوتی) در این نیست که در سال ۱۲۸۴ یا ۱۳۰۰ (شعر نو )گفته اند.
اهمیت شان در این است که :
در این سال ها شعر نو گفته اند ...و
آثارشان را منتشر کرده اند...و
فعالیت شان اثر گذار بوده است.
اگر نیما از همان اول برای دل خودش شعر می گفت و هیچ یک از اشعارای شب وافسانه
را منتشر نمیکرد و عده ای به دنبال او در پی کشف راه های جدید نمی شدند و شعر نو
تحولی نمی یافت محققا امروز از او نیز به عنوان نظریه پرداز و بانی شعر نو نام برده نمی شد.
ارزش نیما به عملکرد اوست!"...
..........................................................................................................
پیوست:دوستان خوبم که در "صفحه ی نظرات "پست قبل..بحثی بین شان شکل گرفت اگر مایل به ادامه ی گفتگوشان هستند . من پیشنهاد می کنم گفتمانشان را دراین صفحه ادامه دهند.(میتوانند نظرات قبلی شان را این جا کپی کنند)